چي ميشه عزيز زهرا ديگه از سفر بيايي
براي بوسه به دستت شده يک نظر بيايي

اگه تو منتظري که من خودم عوض بشم
براي خوب شدنم بايد تو يک سر بيايي
 
غروب جمعه که مي شه دل عاشق ميگره
چي ميشه قبل غروب ديگه تو از سفر بيايي

آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه لطف کني ميون چشم تر بيايي

آقا جان به خدا ز هر طرف ما رو به غفلت مي کشن
چي مشه مدد بدي براي رفع اين خطر بيايي

آقا جان ما که غير روضه جد تو جايي نداريم
چي ميشه منتقم گل شکسته سر بيايي

چي ميشه همه جوره من و گداي خود کني
برا اينکه زندگيم خوب بشه پر ثمر بيايي


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 23:19 موضوع | لینک ثابت