ظهورت را شنیدم عنقریب است       

ولی قدری برای من عجیب است

زبس كه دیركردی در ظهورت

مرا قدری بعید از این قریب است

نمی گویم بیا! اما بدان كه

دل ایلی برایت بی شكیب است

تمام لحظه هایم بی حضورت

پر از" عَجّلِ" پر از "اَمَّن یجیب" است

بیا ای ناخدای باخدایان

بیا دیگر زمانه نانجیب است

نه این تعیین تكلیف است، اما

بیا دلهای ما حسرت نصیب است

به هر حال ای تو غایب، ای تو حاضر

كه یاد تو شفا، نامت طبیب است

گمان دارم تو روزی خواهی آمد

كه كوچه، خانه، پر از بوی سیب است


 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت 1:4 موضوع بیاای ناخدای باخدایان | لینک ثابت