دلم گرفته بود و از خیانت سران عرب می‌سوخت و سوزش این آتش را می‌خواستم با لهیب فریاد آشکار سازم. بلندترین افشاگر این فریاد را قلم یافت. قلم در دستم آرام نداشت او نیز با پا که نه، بلکه با سر و از جوهر درون خود بر کاغذ تاریخ می‌دوید و می‌گریست و چه گریه‌ی تلخ و تاریک و سیاهی، گریه از ظلمت خیانت و سکوت.

اما می‌خواستم بگویم، کجایی آقا؟ ای امام زمان كه درود و سلام خدا بر تو و اجداد تو باد. آیا غزه را نمی‌بینی؟ کودکان در آغوش مادران به سوی پرنیان بهشت پر کشیده! پیران در محراب سجده خونین کرده، مبارزی که با مسلسل خویش قنوت گرفته و پزشکی که برای مجروحان داروی مقاومت و استقامت تجویز و تزریق می‌کند!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط موسوی سیدصالح در جمعه بیستم دی 1387 ساعت 11:39 موضوع امام زمان عجل الله فرجه در غزّه | لینک ثابت